14 و 15 خرداد
چهارشنبه وقتی از کلاس برگشتم خونه با یه سورپرایزی مواجه شدم که نگو. مادر مهربان آرادی رو برده بود آرایشگاه و موهاش رو از ته تراشیده بود. امسال تعطیلات 14 و 15 خرداد برعکس سالهای دیگه شمال نرفتیم و به اتفاق مادر و پدر عزیزتر از جان راهی کرج شدیم برای بازدید از دخترخاله و خانواده اش . جمعه صبح ساعت 10:30 دقیقه بود که راه افتادیم و برخلاف تصورمون جاده حسابی شلوغ بود و ترافیک برای همین چرخی هم داخل شهر زیبای کرج زدیم و یادآوری خاطراتت زیبایی برای ما شد از زمان مدرسه رفتن و کلاس زبان و باشگاه استقلال و ........ خلاصه بعد از کلی پیجچ وتاب خوردن ساعت 12:30 بود که رسیدیم و گل پسری خدا رو شکر تو ماشین زیاد اذیت نکرد و با ما...







